مرتضى راوندى
49
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
احتجاجات مستدل ، براى درك واقعيّات و اثبات احكام ( در قبال نفى آنكه تنها براهين نقلى و ذكر احاديث و اخبار را كافى مىشمرد ) از قشرها و افراد مترقّى عصر ، حمايت مىكردند . و اما آتهئيسم به صورت آزادانديشى و شكّاكيت و شيوه زندگى خوشباشى و خراباتىگرى ، و توسّل به جبر براى سست كردن پايههاى مذهب و حشر و نشر و بهشت و دوزخ ( به ويژه در افكار خيّام و حافظ ) بروز مىكرده است . عناصر ديالكتيك ، در عقايد عرفانى و وحدت وجودى از آن جمله در انديشه مولوى ، و در فلسفه ملاصدراى شيرازى ( كه به حركت جوهرى استكمالى معتقد بود . . . ) آشكار است . . . در كشور ما علاوه بر عرفان و الحاد ، فلسفه و منطق و بطور كلى راسيوناليسم ( و از اين جهت حتى كلام ) نيز ، درفش چنين مبارزاتى بوده ، لذا نه تنها كشف تضاد فكرى در سير تفكر فلسفى بلكه يافتن آستر طبقاتى آن ، يعنى رزمهاى دهقانان و مستمندان شهر عليه اشراف فئودال ، نبردهاى ايرانيان مغلوب عليه اعراب و خلافت و اميران و سلطانان دستنشاندهء خلافت ، نيز وظيفه پژوهنده است و تنها با يافتن اتصال واقعى ( و نه جعلى و پندارى ) آن نبرد فكرى ، با اين نبرد اجتماعى است كه تاريخ فلسفه در ايران مىتواند ، به يك مبحث علمى و به علم بدل شود ، و از صورت تودهاى از اسامى اشخاص و آثار و مشتى عقايد و مقولات پراكنده بيرون آيد . بهترين طريقهء حل وظيفهء بزرگ و بغرنج نگارش تاريخ تفكر فلسفى در ايران ، نگارش تدريجى ، ايجاد تكنگاريهاى جداگانه ، بررسى تدريجى منابع اوليّه ، رجال ، ادوار ، مكاتب و جريانات فكرى ، جدا جداست تا پس از گرد آمدن به انداز كافى مدارك تحليلى به اندازه كافى استنتاج ، و روشن شدن منظره - اين تاريخ چنان كه درخور محتوى غنى آن است فراهم گردد . سير تفكر سه هزار ساله در كشور ما نشان مىدهد ، كه خلقهايى كه در فلات ايران مىزيستهاند به نوبهء خود نبردى كردهاند كه هرگز آسان و هموار نبود . دهها تن از متفكرين در اين راه سر خود را نهادند و جان خود را باختند . جمعى ديگر بلاياى بسيار و مصايب دشوارى را به خاطر عقايد خويش متحمل شدند اين سير ، داستانى است دلانگيز ، پرشور ، سرشار از قهرمانيها و فداكاريها كه تنها مىتواند و بايد مشوّق ما به ادامهء نبرد سخت در راه حقيقت ، و محرّك ما در تقويت و تشديد مبارزهء بتشكنانه و ضلالت برانداز مردم ايران باشد . . . » « 1 »
--> ( 1 ) . نقل از ويژگيها و دگرگونيهاى جامعهء ايرانى در پويهء تاريخ از احسان طبرى از ص 53 به بعد .